عبد الحسين نوايى

112

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

مقاومت در مقابل ظلم و استبداد محمد على شاه آماده نمايد و آن‌قدر به سردار از اين مقوله خواند تا وى مرتضى قلى خان را براى آماده كردن ايل به اصفهان فرستاد . معتمد خاقان بعدها لقب قوام الدوله يافت . اين جمع در پاريس بودند تا تبعيدشدگان ايرانى مثل تقىزاده و معاضد السلطنه و دهخدا و محمد على خان تربيت و حسين آقا ( پرويز صاحب كتابخانه طهران ) به پاريس رسيدند . پس از چندى به تفصيلى كه در صفحات گذشته ذكر شد ، تقىزاده و معاضد السلطنه و تربيت به لندن رفتند . از اين جمع تنها تقىزاده و معاضد السلطنه و دهخدا تبعيد شده و دو نفر ديگر به طيب خاطر ايشان را همراهى نموده بودند . در ميان ايرانيان مقيم پاريس كه نامشان مذكور افتاد ، اغلب اشخاص ميانه - روى بودند كه نمىخواستند بر ضد محمد على شاه وارد كار شوند ، بلكه شخص شاه را در جريانات اخير مقصر نمىشمردند و تقصير را از ناحيهء حواشى و درباريان او مثل امير بهادر و شاپشال و مفاخر الملك و مجلل السلطان مىدانستند و نظرشان اين بود كه به وسائل مختلف شاه را متوجه نموده . وى را به صدور فرمان انتخابات و تشكيل مجدد مجلس ودارند . از جمله كسانى كه اين عقيده را داشتند مخبر السلطنه و احتشام السلطنه و احمد خان علاء الدوله و امير اعظم بودند . ولى در مقابل ، تقىزاده و معاضد السلطنه و دهخدا معتقد بودند كه شخص محمد على شاه منبع فساد است و اوست كه با جريانات مشروطه‌طلبى مخالفت كرده تا كار بدين‌جا كشيده . بدين‌جهت صلح با شاه را غير - مقدور دانسته و رابطهء محمد على شاه و ملت ايران را گسيخته تلقى مىكردند . در اين‌باره سندى در دست است و آن نامه‌ايست از معاضد السلطنه كه اينك از آن مكتوب اين قسمت را نقل مىكنيم .